قطب الدين الراوندي
683
سؤال و جواب فقهى ( فارسي )
حيوان در آب جارى يا كر ( حتى به احتمال بعيد ) را شرط پاك شدن بدن او بداند ، و براى اين اشتراط هيچ دليلى نداريم ، هر چند بسيارى از بزرگان آن را ذكر كردهاند چون اگر گفتيم كه بدن آنها اصلاً نجس نمىشود ديگر احتياجى به اين احتمال نيست ، و چنانچه بدن حيوان را در صورت ملاقات نجس ، متنجس بدانيم به مجرد احتمال ( فرو رفتن در آب كر يا جارى ) نمىتوانيم از استصحاب ( نجاست ) دست برداريم . 2 . بر طرف شدن عين نجاست از باطن بدن انسان نيز مانند مثال قبل است ( و مىتوان گفت كه اصلاً باطن بدن نجس نمىشود نه اين كه نجس شده و با از بين رفتن عين نجاست پاك گردد ) . در اين جا نيز اين بيان موافق اصل و اعتبار است هر چند شيخ اعظم ( مرتضى انصارى ) فرموده كه مقتضاى جمع بين ادلّه ، حكم به نجاست باطن در صورت بر طرف نشدن عين نجاست است . 3 . طهارت خون باقى مانده در ذبيحه هم از اين قبيل است . در اين جا نيز مىتوان گفت كه ملاقى آن خون اصلاً نجس نمىشود نه اين كه خود خون پاك باشد ( و از اين جهت ملاقى ، نجس نمىگردد ) . شايد كلام علامه در كتاب مختلف الشيعه نيز به همين بيان اشاره دارد ، وى مىنويسد : خون باقى مانده در ذبيحه پاك است و شستن گوشت - به اجماع علما - واجب نيست . جملهء « شستن گوشت - به اجماع علما - واجب نيست » ، ظاهراً تفسير جملهء « پاك است » مىباشد . ( در اين صورت پاك بودن به معنى نجس نشدن ملاقى است ، حتى اگر آن خون نجس باشد ) . چرا كه تأسيس ( معناى جديد ) ، سزاوارتر از تأكيد ( همان معناى سابق ) است خصوصاً در مثل اين مورد كه اگر آن را تأسيسى ندانيم توضيح واضحات